چرا؟ نمی دانم.
شعر از پروانه نجاتی
نقل از وبلاگ سجیل
برادران عرب بیبرادرم کردند
اسیر فاجعههای مکررم کردند
به عمق بیکسی چاه در شبی بیماه
برای سنگ دل خود کبوترم کردند
چهارسوی گذر را به روی من بستند
شبیه قاعدۀ بازی از برم کردند
مزورانه مرا دست گرگها دادند
برای پیرهن پاره پرپرم کردند
لب سکوت گزیدند وقت خوشرقصی
پیاله لب زده در خون شناورم کردند
فروختند مرا بانفیری از نفرت
و بعد هلهله بر زخم پیکرم کردند
به جای نان و عروسک به جای نرمی خواب
گلوله هدیۀ چشمان خواهرم کردند
برادران عرب مصری از زر و زورند
که مثل خواب بدی دیر باورم کردندکاظم رستمی:
سه، دو، يك
...
كريسمس مبارك
جناب شيخ صخره آلبتّه
پرزيدنتِ منحوسِ نيل
آروغِ مجسّمِ فرعون
جناب بوزينۀ خودگردان
فيلماهىها
گرازماهىها
فكهاى دشداشهپوش خليج ما
كريسمس مبارك
بنوشيد
به پايدارىِ دينِ واحدِ جهانى
به سلامتىِ شيطانِ صهيون
بنوشيد
به سلامتىِ كوسۀ بزرگ
عمو سام
عاشقِ ماهيهاي درشتتر است
من اسماعيلم
از وطنم ـ ابراهيم ـ
با شما سخن مىگويم
اينجا خبرى نيست
اينجا هم
غزّه كريسمس است
ادامه مطلب
اين كه حسين (ع) فرياد ميزند ـ پس از اين كه همه عزيزانش را در خون ميبيند و جز دشمن و كينه توز و غارتگر در برابرش نميبيند ـ فرياد ميزند كه «آيا كسي هست كه مرا ياري كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ينصرني؟» مگر نمي داند كه كسي نيست كه او را ياري كند و انتقام گيرد؟
اين سؤال، سؤال از تاريخ فرداي بشري است و اين پرسش از آينده است و از همه ماست. و اين سؤال انتظار حسين (ع) را از عاشقانش بيان ميكند.
دکتر علی شریعتی
اين مطلب را دوسال پيش در محرم نوشته بودم. فريادي براي آيندگان. يعني فريادي براي ما.
امروز صداي حسين (ع)، نداي اين سوال، فرياد انتظار حسين(ع) از فلسطين به گوش مي رسد.
كجايند فرزندان خالد اسلامبولي؟
چشم تاريخ جهاني نگران من و توست.
بسم الله الرحمن الرحيم
انالله و انا اليه راجعون
جنايت هولناك رژيم صهيونيستي در غزه و قتلعام صدها مرد و زن و كودك مظلوم، بار ديگر چهره خونخوار گرگهاي صهيونيست را از پشت پرده تزويرِ سالهاي اخير بيرون آورد و خطر حضور اين كافر حربي را در قلب سرزمينهاي اُمت اسلام، به غافلان و مسامحهكاران گوشزد كرد. مصيبت اين حادثه هولناك براي هر مسلمان بلكه براي هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطه جهان بسي گران و كوبنده است، ولي مصيبت بزرگتر، سكوت تشويقآميز برخي دولتهاي عربي و مدّعي مسلماني است. چه مصيبتي از اين بالاتر كه دولتهاي مسلمان كه بايد در برابر رژيم غاصب و كافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمايت ميكردند، رفتاري پيشه كنند كه مقامات جنايتكار صهيونيست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با اين فاجعهآفرينيِ بزرگ معرفي كنند؟
سران اين كشورها چه جوابي در برابر رسولالله ـ صلياللهعليهوآله ـ خواهند داشت؟ چه جوابي به ملتهاي خود كه يقيناً عزادار اين فاجعهاند خواهند داد؟ به يقين امروز دل مردم مصر و اردن و ساير كشورهاي اسلامي از اين كشتار، پس از آن محاصره طولاني غذايي و دارويي لبالب از خون است.
دولت جنايتكار بوش در واپسين روزهاي حكمراني ننگين خود با همدستي در اين جنايت بزرگ، رژيم آمريكا را بيش از پيش روسياه كرد و پرونده جرايم خود را به عنوان جنايتكار جنگي قطورتر ساخت. دولتهاي اروپايي با بيتفاوتي و شايد همراهي خود در اين فاجعه بزرگ، يك بار ديگر دروغ بودن ادعاهاي طرفداري از حقوق بشر را ثابت كردند و شركت خود در جبهه ضديت با اسلام و مسلمين را نشان دادند. اكنون سؤال من از علما و روحانيون جهان عرب و رؤساي ازهر مصر اين است كه آيا هنگام آن نرسيده است كه براي اسلام و مسلمين احساس خطر كنيد؟ آيا هنگام آن نرسيده است كه به واجب نهي از منكر و كلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل كنيد؟
آيا عرصه ديگري عريانتر از آنچه در غزه و فلسطين در جريان است در همدستي كُفار حربي با منافقان امّت براي سركوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تكليف كنيد؟
سؤال من از رسانهها و روشنفكران جهان اسلام و به ويژه جهان عرب آن است كه تا چه هنگام به مسئوليت رسانهاي و روشنفكري خود بيتفاوت خواهيد ماند؟ آيا سازمانهاي حقوق بشرِ رسواي غرب و شوراي باصطلاح امنيت سازمان ملل بيش از اين هم ممكن است رسوا شوند؟
همه مجاهدان فلسطين و همه مؤمنان دنياي اسلام به هر نحو ممكن، موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بيدفاع غزهاند و هر كس در اين دفاع مشروع و مقدس كشته شود، شهيد است و اميد آن خواهد داشت كه در صف شهداي بدر و اُحد در محضر رسولالله ـ صلياللهعليهوآله ـ محشور شود.
سازمان كنفرانس اسلامي بايد در اين شرايط حساس به وظيفه
تاريخي خود عمل كند و جبهه يكپارچهاي به دور از ملاحظهكاري و انفعال،
در برابر رژيم صهيونيستي تشكيل دهد. بايد رژيم صهيونيستي به وسيله
دولتهاي مسلمان مجازات شود. سران آن رژيم غاصب بايد به جرم اين جنايت و
نيز محاصره طولاني مدّت، شخصاً محاكمه و مجازات شوند.
ملّتهاي
مسلمان ميتوانند با عزّم راسخ خود اين مطالبات را تحقّق بخشند و وظيفه
سياستمداران و علما و روشنفكران در اين بُرهه بسي سنگينتر از ديگران است.
اينجانب به مناسبت فاجعه غزه روز دوشنبه را عزاي عمومي اعلام ميكنم و مسئولان كشور را به اداي وظايف خود در اين حادثه غمانگيز فرا ميخوانم.
وَ سَيعلَمُ الذين ظَلَموا اَيّ مُنقلبٍ يَنقلبون.
سيّدعلي خامنهاي
8/دي/1387
29/ذيالحجةالحرام/1429
بمب گوگلی:

