تبليغاتX
الف لام میم
دیگه یک ساله شد.
پارسال (قمری) یک همچین روزهایی مدینه بودیم. کی باورش می شه؟
هنوز هم از یاد و خاطره اون روزها اشک در چشمانم جمع می شود.
شب و سکوت و مدینه. شب و سکوت و بقیع.

عمره شعبانیه. مناجات شعبانیه. همه چون خواب گذشت.

هنوز چند روزی هست تا آن عظمت دیدن یک ساله شود.
فـــــــــــــراق آمد و از ديدگان، فروغ ربود.

نیمه شعبان مکه بودیم. بعد از نماز عصر باران باریدن گرفت.
از دلبــــرم به بتكـــــــده، نام و نشان نبود در كعبــــــــه نيز جلـوه‏اى از او عيان نبود.

چگونه شرح دهم لذت نگاه بر او؟

دل در حسرت تو.

خسته از بی وفایی ام.
عهدم شکسته شد.
دل در کمند کیست؟
بشکن پیاله را.
درب قفس گشا.
بالم شکسته است.
خجلت کشیده ایم.
نای نفس کجاست.
دست دلم بگیر.
دیوانه گشته ام.
یاران من چه شد؟
پایان کار چیست؟
فریاد می زنم.
می نالم از خودم.
الوده گشته ایم.
نوشته شده توسط فرزاد در سه شنبه 30 مرداد1386 ساعت 15:29 | لینک ثابت |

کتاب «من قاتل پسرتان هستم» نوشته احمد دهقان یکی دو سال پیش خیلی سروصدا به پا کرد.

 این مجموعه داستان در فضای دفاع مقدس به بازگویی جنبه هایی ناگفته از واقعیت های جنگ می پرداخت.

بسیاری از منتقدان او را به خاطر آنچه در کتاب آورده بود به باد شدید ترین انتقاد ها گرفتند.

با ورود سید مهدی شجاعی و دفاع جانانه از دهقان، تا حدی از حاشیه ها کاسته شد.

فیلم «پاداش سکوت» برگرفته از داستان «من قاتل پسرتان هستم» است.

در یکی از عملیات ها که نیروها از میان آب عبور می کنند، شخصی زخمی می شود. و دوستش برای اینکه عملیات لو نرود و بقیه اقراد کشته نشوند، مجبور می شود او را در آب غرق کند.

پس از گذشت چندین سال از اتمام جنگ، رزمنده (پرویز پرستویی) می خواهد به پدر دوستش(یحیی) ثابت کند که پسرش شهید نشده بلکه به دست او کشته شده است.

در این راه با هم به دیدن دوستان یحیی می روند و هر کدام سر کاری گرفته اند و طره یاری!!!

یکی از آنها که قبلا مجله ای به نام خاکریز در مورد جنگ منتشر می کرده اکنون مجله ای زرد به نام جوانه در می آورد.

و ...

فیلم از بازیگران بزرگی بهره می برد. رضا کیانیان-که البته در کل فیلم یک جمله دیالوگ دارد- پرویز پرستویی، مهتاب کرامتی- هم در حد یکی دو جمله-، آتیلا پسیانی و... و حتی در یک سکانس علی انصاریان.

مازیار میری کارگردان جوانی است و تاکنون فقط یکی دو فیلم بلند سینمایی ساخته است.

البته فیلم کاملا با داستان اصلی منطبق نیست و در جایی تلطیف شده است و همین هم نقطه ضعف فیلم است.

در آخر فیلم که صحنه ماجرای کشته شدن یحیی به تصویر در می آید، وقتی یحیی زخمی می شود طبق داستان باید داد و فریاد کند و دوستش مجبور شود به سختی و در حالی که یحیی دست و پا می زند او را غرق کند. ولی در فیلم، به جای داد و فریاد یحیی فقط صدای خرخر شنیده می شود. و پرستویی به ارامی و به صورت تایتانیکی دوستش را به زیر آب می برد.

میری می توانست این صحنه را به صورتی تاثیرگذار بسازد که نقطه اوج فیلم باشد و وقتی تماشاگر از سالن خارج می شود این تصویر را در ذهن خود داشته باشد.

می توانست مظلومیت را به درستی و واقعی به تصویر بکشد. کشته شدن در هور.

حیف شد که این گونه تمام شد. ای کاش کمی هم فریاد می زدیم.

نوشته شده توسط فرزاد در یکشنبه 28 مرداد1386 ساعت 15:8 | لینک ثابت |

سفر ایستگاه

قطار می رود

 

                   تو می روی

 

                                   تمام ایستگاه می رود

 

و من چقدر ساده ام

 

                                 که سالهای سال

 

                                                        در انتظارتو

 

 

                                                         کنار این قطار رفته ایستاده ام

    و همچنان

 

                       به نرده های ایستگاه رفته

 

                                                          تکیه داده ام

 

قیصر امین پور- دستور زبان عشق

نوشته شده توسط فرزاد در یکشنبه 14 مرداد1386 ساعت 11:4 | لینک ثابت |

پارسال یه همچین موقعی در حال تدارکات سفر بودم.

قرار بود اوایل شعبان برویم عمره دانشجویی. رفتیم.

 

گه ره دیر و گهی راه حرم می‌پویم

مقصدم دیر و حرم نیست تو را می‌جویم

داره کم کم یه سال میشه. هنوز منتظرم... .

دل عشاق روا نیست که دلبر شکند

 گوهری کس نشنیده است که گوهر شکند

بر نمی‌دارم از این در سر خویش ای دربان

صد ره از سنگ جفای تو گرم سر شکند

پی نوشت:

اشعار از هاتف اصفهانی.

 

نوشته شده توسط فرزاد در جمعه 12 مرداد1386 ساعت 13:25 | لینک ثابت |

یکی از زیباترین اشعار امین پور در کتاب جدیش: دستور زبان عشق

 

پیش بیا! پیش بیا! پیشتر

تا که بگویم غم دل بیشتر

 

دوست ترت دارم از هرچه دوست

ای تو به من از خود من خویشتر

 

دوست تر از آنکه بگویم چقدر

بیشتر از بیشتر از بیشتر

 

داغ تو را از همه داراترم

درد تو را از همه درویشتر

 

هیچ نریزد بجز از نام تو

بر رگ من گر بزنی نیشتر

 

فوت و فن عشق به شعرم ببخش

تا نشود قافیه اندیش تر

نوشته شده توسط فرزاد در چهارشنبه 10 مرداد1386 ساعت 11:3 | لینک ثابت |

شعر زیر با نام "دستور زبان عشق" در کتاب جدید قیصر امین پور منتشر شده است.

دست عشق از دامن دل دور باد

می توان آیا به دل دستور داد؟

 

می توان آیا به دریا حکم کرد

که دلت را یادی از ساحل مباد؟

 

موج را آیا توان فرمود: ایست!

باد را فرمود: باید ایستاد؟

 

آنکه دستور زبان عشق را

بی گزاره در نهاد ما نهاد

 

خوب می دانست تیغ تیز را

در کف مستی نمی بایست داد

نوشته شده توسط فرزاد در چهارشنبه 10 مرداد1386 ساعت 10:59 | لینک ثابت |

شرح نتوان داد اینک حال ما

عشق پرواز است و بسته بال ما

زخم بر بال است و مرهم دور نیست

شرح این دل خستگی مقدور نیست

 

نوشته شده توسط فرزاد در سه شنبه 9 مرداد1386 ساعت 9:42 | لینک ثابت |

کتاب را گرفتم. همان روز اول تمامش کردم.

غزلهای قیصر امین پور باز هم ساده و روان و زیبا بودند. "فوت و فن عشق" و "دستور زبان عشق" از بقیه زیبا تر بودند.

دو تا شعر هم برای دوست و یارغارش، سید حسن حسینی گفته بود یکی به نام "اخوانیه".

به زودی چند شعرهاش را باید بیارم. حیفه.

نوشته شده توسط فرزاد در دوشنبه 8 مرداد1386 ساعت 18:56 | لینک ثابت |

دستور زبان عشق آخرین سروده های قیصر امین پور است.

شاید باید این اتفاق را به بعضی آدم ها تبریک گفت.

 

بالاخره آمد.

قرار بود در نمایشگاه کتاب امسال عرضه بشود.

برای همین بود که رفتم نمایشگاه و دنبال غرفه انتشارات مروارید گشتم.

علی رغم رعایت نکردن ترتیب الفبایی توانستم غرفه را پیدا کنم.

گفت هنوز زیر چاپ است.

همین هفته پیش رفته بودم انقلاب. پوسترش را پشت شیشه انتشارات مروارید دیدم. رفتم تو.

گفت هنوز نیامده.

داشتم رادیو گوش می دادم. گفت آمده. امروز دارم می روم که بگیرمش.

شاید اتفاق ادبی سال باشد.

نوشته شده توسط فرزاد در چهارشنبه 3 مرداد1386 ساعت 11:49 | لینک ثابت |