این شعر را باید با صدای ایرج بسطامی شنیده باشی تا بفهمی که ...
شیرینی لبان تو فرهادی آورددلخواهی آنقدر که غمت شادی آورد
جز عشق دلنشین تو کارام جان ماست
دامی ندیده ایم که آزادی آورد
دل را خراب کرد و به گنج هنر رسید
عشق خرابکار تو آبادی آورد
مقبول باد عذر کمند افکنان عشق
چشم غزال رغبت صیادی آورد
گر عشق ورز و مست نمی خواهدم خدای
باری چرا جمال پریزادی آورد؟
ای جان سراب نوش نگاهت! بگو دلم
رو با کدام سوی در این وادی آورد؟
کوه غمت به تیشه ی جان می کند دلم
شیرینی لبان تو... فرهادی آورد
خویی. 1 مرداد 1338 _مشهد
بعدالتحریر:
باز باران با ترانه.
باز دلم سوی مشهد می کشد مرا.
به قول شاعر تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی است.
باز باران با ترانه.
باز دلم سوی مشهد می کشد مرا.
به قول شاعر تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی است.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 آبان1387 توسط فرزاد
|
دیروز 8 آبان بود. پس از یک سال دوباره 8 آبان شده بود.
روزنامه خورشید صفحه ای در مورد او کار کرده بود با این عنوان: «مردی که تکرار نمی شود.»
یک جمله جالب داشت.
مردی مثل او هرگاه بمیرد زود است. و داغ او هر چه بگذرد باز هم تازه است.
قیصر امین پور خالق زیباترین لحظات نوجوانی مان بود.
روزنامه خورشید صفحه ای در مورد او کار کرده بود با این عنوان: «مردی که تکرار نمی شود.»
یک جمله جالب داشت.
مردی مثل او هرگاه بمیرد زود است. و داغ او هر چه بگذرد باز هم تازه است.
قیصر امین پور خالق زیباترین لحظات نوجوانی مان بود.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 9 آبان1387 توسط فرزاد
|
خیالم از تو خالی است
و
سینه ام از هوا(هوی) پُر
وای بر من.
پی نوشت: بیچاره من!
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 آبان1387 توسط فرزاد
|

