خیلی هزینه بر سر این قضیه دادم.
طبیعی است که دل خوشی نداشته باشم.
مشکل اینجاست که باید با توجه به شرایط خودت چیزی را قبول کنی.
طوفان دیگری در راه است.
وقتی که به دنبال کسی می گردم و یافت نمی شود و می بینم که در این بیغوله ی خاکی چقدر ت... و غ... د... با که بگویم؟ و آنگاه تویی که در این تنهایی جلوه می کنی و می تابی بر من. بیشتر از همیشه دوستت دارم.
معبود من!
و من هنوز ... در فکر آن دمم ... که تو قربانیم کنی!
تحریر:
حالم به گونه ای است که گویا عزادارم.
طبیعی است که دل خوشی نداشته باشم.
مشکل اینجاست که باید با توجه به شرایط خودت چیزی را قبول کنی.
طوفان دیگری در راه است.
وقتی که به دنبال کسی می گردم و یافت نمی شود و می بینم که در این بیغوله ی خاکی چقدر ت... و غ... د... با که بگویم؟ و آنگاه تویی که در این تنهایی جلوه می کنی و می تابی بر من. بیشتر از همیشه دوستت دارم.
معبود من!
و من هنوز ... در فکر آن دمم ... که تو قربانیم کنی!
تحریر:
حالم به گونه ای است که گویا عزادارم.
نوشته شده توسط فرزاد در شنبه 22 تیر1387 ساعت 9:21 | لینک ثابت |
