سه، دو، يك
...
كريسمس مبارك
جناب شيخ صخره آلبتّه
پرزيدنتِ منحوسِ نيل
آروغِ مجسّمِ فرعون
جناب بوزينۀ خودگردان
فيلماهىها
گرازماهىها
فكهاى دشداشهپوش خليج ما
كريسمس مبارك
بنوشيد
به پايدارىِ دينِ واحدِ جهانى
به سلامتىِ شيطانِ صهيون
بنوشيد
به سلامتىِ كوسۀ بزرگ
عمو سام
عاشقِ ماهيهاي درشتتر است
من اسماعيلم
از وطنم ـ ابراهيم ـ
با شما سخن مىگويم
اينجا خبرى نيست
اينجا هم
كريسمس مبارك است
غزّه كريسمس است
زنان در رقص و هلهله
مردان در شور و ولوله
بيمارستانها، سردخانهها غلغله!
جشن بزرگىست
راحله است آن زن
مادر هاجر و محمّد
مست است انگار
پاهاى عروسك را گرفته
كل ميكشد
هاجر كجاست؟
رشيد است آن مرد
پدر هاجر و محمّد
مست است انگار
دستهاى عروسك را گرفته
فرياد مى كشد
محمّد كو؟
سرِ عروسك كجاست؟
جه جشن باشكوهى
غزّه غرق است در نورِ منوّر
غزّه در خون و جنون ميرقصد
غزّه كريسمس است
اسماعيل
دروغ نمي گويد
اينجا گلستان ابراهيم است
جَنگ نيست
جُنگِ جنون است
كريسمسِ مبارك است
از كودكان غزّه بپرسيد
که هرشب
صداى پاى پاپانوئل
خواب هايشان را پر ميكند
از سُم گوزنها
از كالسكۀ پاپانوئل
آنقدر هديه برايشان مىريزد
كه تنها
كفشهاى خاليشان
از زير خاك بيرون مىماند
كودكان غزّه
اين قدر دستودلباز نديده بودند
كريسمس مبارك، غزّه!
کاظم رستمی

